تبليغاتX
زن

در جنگ اعلام شده ی تمامیت خواهان علیه آزادی خواهی و برابری طلبی، نسلی از زنان کشور ما به اسارت گرفته شده اند. نسلی که نمی خواهد «قربانی» باشد. نسلی که شورشی است، فرار می کند، نه می گوید، اما به هر سو که می گریزد سرش به سنگ می خورد. ناامیدی، بی پناهی و بی باوری که حاصل فرسودگی ناشی از مبارزه با نظامی خونریز و سرکوبگر، زن ستیز و درنده در چارچوب جامعه ای پدرسالار است، دختران شورشی ما را رفته رفته به واخورده گانی تبدیل خواهد کرد که بیش از همه، حس احترام  به بدن و هویت انسانی خود را از دست می دهند. تداوم شرایط موجود می تواند به پذیرش نقش «قربانی» از سوی نسل جوان زنان ایران منجر شود....

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در شنبه 30 مهر1384 و ساعت 19:10 |

قانون لازم است اما کافی نیست!

تنها اصلاح و تغییر قوانین، به ارتقا جایگاه فرودستانه ی زن در جامعه ی ما و برابر حقوقی او در عرصه ی زندگی خصوصی و اجتماعی منجر نخواهند شد. چنین امری هر چند قدمی بسیار مهم و استراتژیک است، اما در بهترین حالت تنها به معنای كاهشٍ نابرابري حقوقي زنان خواهد بود. اگرچه یک قانون اساسی مترقی می تواند خواست های حداقل و دمکراتیک زنان را تضمین  کند، اما با جرات می توان گفت که مترقی ترین قانون اساسی هم بدون پشتوانه ی مشارکت دمکراتیک، آگاهانه و سازمانمند عموم مردم در قدرت، نمی تواند چیزی جزعباراتی زیبا بر کاغذ باشد. کافی است نگاهی به وضعیت زنان در شوروی سابق و یا اکنونٍ کشور همسایه ی خود ترکیه بیاندازیم. زن ستیزی و فرودستی، صرفا با تصویب قانون اساسی دمکراتیک و به لحاظ حقوقی و فرمالیته تضمین کننده ی برابری زنان، نه تنها پایان نمی یابد بلکه حتی به بازتولید خود نیز ادامه میدهد و راه را برای بازگشت و احیای بی حقوقی ها باز نگه می دارد….

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در پنجشنبه 28 مهر1384 و ساعت 10:6 |

اگر مشغول خواندن این سایت هستید، احتمالا طرفدار حقوق زنان و آزادی بیان هستید. احتمالا به اندازه کافی درباره حذف آگاهانه زن از رسانه های حکومتی مطلع و به آن معترض هستید. حالا سوال اینجاست که دلیل این حذف چیست و در مقابل آن چکار باید کرد ؟

به تصویر نگاه کنید. این تصویر بخشی از کارت «عشاق» مجموعه تارو (یا تاروت) طراحی کراولی است. این کارت نماینده عشق است و در اکثر طراحی ها تصویر آدم، حوا و مار فریبکار روی آن طراحی می شود. اما صبر کنید ! انگار اینجا با دو زن روبرو هستیم. به نظر می‌رسد که کراولی متخصص اسطوره‌های باستان از تصویر دو زن استفاده کرده است : یکی روشن و یکی تیره. یکی با موهای بلند و یکی با موهای کوتاه. یکی اغواگر مردان و یکی دارای استقلال شخصیت.

نفر سمت راست را همه می شناسیم : حوا که با پوست روشن و بدون لکه، نقش مثبت را در افسانه های امروز ما بازی می کند. اما نفر دوم تقریبا برای همه ما ناآشنا است چرا که در طول تاریخ آرام آرام از کتاب های مذهبی حذف شده و حتی در دوره‌های بعد به عنوان یک شخصیت منفی نیز به مردم شناسانده شده. می دانید این زن کیست ؟ باور بکنید یا نه، زن اول حضرت آدم است؛ لیلیت !

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در سه شنبه 26 مهر1384 و ساعت 20:6 |
 

 

نگار چقدر درد کشيدي؟...چقدر وحشت کردي؟...من کجا بودم؟..ما کجا بوديم؟...چرا ما را نخواستي؟...چرا داد نکشيدي؟...صدای تو به ما نرسيد يا ما صدای تو را نشنيديم؟...

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در شنبه 23 مهر1384 و ساعت 15:38 |

قانون لازم است، اما کافی نیست...

تنها اصلاح و تغییر قوانین، به ارتقا جایگاه فرودستانه ی زن در جامعه ی ما و برابر حقوقی او در عرصه ی زندگی خصوصی و اجتماعی منجر نخواهند شد. چنین امری هر چند قدمی بسیار مهم و استراتژیک است، اما در بهترین حالت تنها به معنای كاهشٍ نابرابري حقوقي زنان خواهد بود. اگرچه یک قانون اساسی مترقی می تواند خواست های حداقل و دمکراتیک زنان را تضمین  کند، اما با جرات می توان گفت که مترقی ترین قانون اساسی هم بدون پشتوانه ی مشارکت دمکراتیک، آگاهانه و سازمانمند عموم مردم در قدرت، نمی تواند چیزی جزعباراتی زیبا بر کاغذ باشد. کافی است نگاهی به وضعیت زنان در شوروی سابق و یا اکنونٍ کشور همسایه ی خود ترکیه بیاندازیم. زن ستیزی و فرودستی، صرفا با تصویب قانون اساسی دمکراتیک و به لحاظ حقوقی و فرمالیته تضمین کننده ی برابری زنان، نه تنها پایان نمی یابد بلکه حتی به بازتولید خود نیز ادامه میدهد و راه را برای بازگشت و احیای بی حقوقی ها باز نگه می دارد….

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در پنجشنبه 21 مهر1384 و ساعت 19:38 |

قديمي‌ترين زنداني زن زندان اوين از دست ماموران نيروي انتظامي فرار كرده است .

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در چهارشنبه 20 مهر1384 و ساعت 20:35 |

اولويت نفقه با زن است

پرينت
ارسال به دوستان
  

 

 

سرويس زنان – نفقه

 

 

درعقد دائم طبق ماده 1106 قانون مدني نفقه زن به عهده شوهراست .

و در تعريف نفقه مي توان گفت: طبق ماده 1107 قانون مدني ‹‹ نفقه عبارت است از همه ي نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزينه هاي درماني و بهداشتي درصورت عادت با احتياج به واسطه نقصان يا مرض››

زن مي تواند درصورت استنكاف شوهر از دادن نفقه به محكمه رجوع كند كه در اين صورت محكمه ميزان نفقه را معين و شوهر را به دادن آن محكوم مي نمايد (ماده 1111)

هرگاه مادرهم زنده و قادر به انفاق نباشد با رعايت الا قرب نالا قرب به عهده اجداد و جدات مادري و جدات پدري واجب النفقه است و اگر چند نفر از اجداد وجدات مزبور ازحيث درجه مساوي باشند نفقه را بايد به حصه تساوي تأديه كنند.

 در ماده 1197 قانون مدني ‹‹ كسي ملزم به انفاق است كه متمكن ازدادن نفقه باشد يعني بتواند نفقه بدهد بدون اينكه از اين حيث در وضعيت معيشت خود دچار مضيقه گردد و براي تشخيص تمكين بايد كليه تعهدات و وضع زندگاني شخصي او در جامعه درنظر گرفته شود ››

‹‹ در روابط بين اقارب فقط اقارب نسبي درخط عمودي اعم از صعودي و نزولي ملزم به انفاق يكديگرند››

نفقه اولاد برعهده پدر است پس از فوت پدر يا عدم قدرت او به انفاق برعهده اجداد پدري است با رعايت الاقرب فالاقرب درصورت نبودن پدر و اجداد پدري با عدم قدرت آنها نفقه برعهده مادر است .

برطبق ماده 1206 قانون مدني ‹‹ زوجه در هر حال مي تواند براي نفقه زمان گذشته خود اقامه دعوي نمايند و طلب او از بابت نفقه مزبور ممتاز بوده و درصورت ورشكستگي شوهر،زن مقدم برفرمان خواهد بود ولي اقارب فقط نسبت به آتيه مي توانند مطالبه نفقه نمايند.

اولويت اول در پرداخت نفقه با زن است، پس از آن بايد ديد اولويت پرداخت نفقه با كيست ؟

اگر اقارب واجب النفقه متعدد باشد مثلا فردي هم پدر و هم مادر دارد و هم اولا دارد و آن فرد نتواند نفقه همه آنها رابدهد اقارب درخط عمودي نزولي مقدم بر اقارب درخط عمودي صعودي خواهند بود .

يعني نفقه فرزندان مقدم بر نفقه والدين است .

همان طور كه گفته شد : در هر صورت مرد بايد نفقه زن را بپردازد و درصورت عدم توانايي برعهده او باقي خواهد ماند .

ولي شرط پرداخت نفقه فرزندان و والدين و ساير اشخاص واجب النفقه ديگر اين است كه مرد توانايي پرداخت نفقه آنها را داشته باشد بدون اينكه از اين حيث در وضعيت معيشت خود دچار مضيقه شود و آنها هم نذار بوده و نتوانند وسيله اشتغال به شغلي وسايل معيشت خود را فراهم سازند.

 مثلا اگر اولاد كبير هستند و مي توانند خود با كسب و كار زندگي خود را بگذارنند ، پدر مكلف به پرداخت نفقه آنها نيست گرچه توانايي پرداخت را حتي بدون اينكه خود در مضيقه قرار گيرد داشته باشد .

درصورتي كه در فرض سووال پدر نتواند نفقه فرزندان را بپردازد و يا پدرفوت كرده باشد نفقه فرزند برعهده اجداد پدري او يعني پدربزرگ پدري او و هر چه بالاتر برود ، خواهد بود و در صورتي كه اجداد پدري هم نباشند يا نتواند نفقه بپردازند ، برعهده مادر خواهند بود و در صورتي كه ما در هم نباشد يا نتواند بپردازد برعهده جدات پدري و اجداد وجدات مادري يعني مادربزرگ پدري و مادربزرگ مادري و پدربزرگ مادري خواهند بود. بنابراين نفقه به ترتيب برعهده اول پدر ، دوم پدربزرگ پدري و هر چه بالاتر برود، سوم مادر ،چهارم مادربزرگ پدري و مادربزرگ و پدربزرگ مادري خواهد بود ،اين موضوع به صراحت در ماده 1199 قانون مدني آمده است .

نفقه زن بايد تناسب باشئون زن و وضعيت او پرداخته شود درحالي كه نفقه اشخاص واجب النفقه من جمله اولاد و پدر و مادر به قدر رفع حاجت آنها با در نظر گرفتن درجه استقامت منفق پرداخت خواهد شد .

همچنين نفقه زن شامل هر نوع احتياج است.

نفقه اشخاص واجب النفقه من جمله فرزندان صرفا عبارت است از مسكن ، البسه ،غذا و اثاث البيت و شامل موارد ديگر نخواهد شد اين موضوع درمواد 1107و1204 قانون مدني بيان شده است .

لازم به ذكر است : طبق قانون تأمين وسايل و امكانات تحصيل اطفال وجوانان ايراني مصوب 30/3/1353 و اصلاحات بعدي آن در سال 1355 هزينه تحصيل فرزندان تا سن 18سال به عهده پدر يا مادر يا سرپرست قانوني آنها به ترتيب خواهد بود.

محمدحسين مستشار محاكم دادگاه تجديد نظر درخصوص ضروري بودن نفقه به خبرنگار ما گفت: نفقه به يكي از سبب هاي سه گانه واجب است 1- زوجيت 2- قرابت 3- ملكيت و شرط نفقه زوجه اينست كه زن دائمي باشد و اگر منقطع باشد نفقه واجب نيست و اينكه در اطاعات همسرش نيز باشد ولي اگر ناشزه بود (دراطاعت همسرش نباشد) نفقه به او تعلق نمي گيرد.

محمد حسين دلدار يكي از دلايل نفقه را حق همسر مي داند و معتقد است: نفقه حق همسر است كه مي تواند از شوهرش بگيرد وچون دراطاعات و تمكين زوج مي باشد به همين دليل مي تواند آن را بگيرد و حتي مي تواند از در آمد خودش هم در زندگي مشترك خرج نكند وحتي اگر داراي شغل شرافتمندانه اي نيزباشد وچون درتمكين زوج براي مسائل زناشوئي مي باشد نفقه حق اوست و بايد تسليم نمايد .

كارخانه داري و.... مخصوص زن است و فقط مسأله تمكين مي باشد كه به او تعلق مي گيرد و در حيث خوراك و پوشاك و مسكن نيز به او تعلق مي گيرد.

وي همچنين در تعريف نفقه افزود: نفقه عبارت است از مسكن و البسه و غذا و اثاث البيت كه به طور متعارف با وضعيت زن متناسب باشد درصورت عادت زن به داشتن خادم يا احتياج او به واسطه مرض يا نقصان اعضاء.

وي همچنين گفت: زن مي تواند در هر زمان نفقه را بگيرد و به اينكه آيا بين آنها اختلافي وجود دارد يا خير ارتباطي ندارد ، بلكه براثر بعضي از ندانم كاري هاي طرفين وبا توقعات بي جا و بي مورد آنهاست كه منجر به يك سري از اختلافات شده و يا حتي موجب جدايي آنها از هم مي شود .

وي افزود: در هنگام فوت نيز هنگامي كه در عده باشد نفقه تعلق مي گيرد ولي مهريه اش را مي تواند زن كاملا دريافت نمايد و ارثيه اي را كه به زوجه مي رسد ، به عنوان طلب ممتاز وصول نمايد.

وي همچنين درخصوص شروط گرفتن نفقه گفت: نفقه داراي شرايط خاصي نمي باشد بلكه هرزمان كه بخواهد و تمكين نيز باشد مي تواند آن را وصول نمايد ولي نفقه اولاد تا زماني كه مشغول تحصيل هستند و يا دختر ازدواج نكرده باشد نفقه با پدر است و بايد آنها را تأمين نمايد.

دلدار در پايان اظهار داشت: در صورتي كه شوهر قادر به پرداخت نفقه نباشد نمي توان او را مجبور كرد كه آن را بپردازد و تهيه نفقه استطاعت توانايي مالي است و در قانون مجازات اسلامي ماده 642 ق. مجازات اسلامي آمده است هركس با داشتن استطاعت مالي نفقه زن خود را درصورت تمكين ندهد يا از تاييد نفقه ساير اشخاص واجب النفقه امتناع نمايد دادگاه او را ازسه ماه و سه روز تا5 سال حبس محكوم مي نمايد .

 

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در سه شنبه 19 مهر1384 و ساعت 14:30 |
+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در یکشنبه 17 مهر1384 و ساعت 20:29 |

بدون شرح!

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در جمعه 15 مهر1384 و ساعت 19:58 |

باز هم شب و دلتنگي. باز هم شب و سكوت. باز هم شب و تنهايي. پنجره را مي گشايم نه به روي كوچه كه «هوا بس ناجوانمردانه سرد است». پنجره اي مجازي به روي دنيايي نه خيالي كه به سختي و سنگي واقعيت.

«باز هواي وطنم آرزوست». اي بيچاره هنوز شش ماه نشده كه غربت گزيده اي. مي دانم اما دل را هواي ديگري است كه دليل و برهان را تاب نمي آورد. پس رو به سوي وطن مي كنم:

براي مهريه سقف تعيين مي كنند. حكم اعدام شهلا جاهد تأييد مي شود. افسانه نوروزي هشتمين سال انتظار ش را سپري مي كند و هر شب خواب طناب و تير مي بيند.  شوهر كبرا رحمانپور در جلسه حل اختلاف حاضر نمي شود و پيغام مي دهد كه تنها با مرگ كبرا آرام مي گيرد.

قاضي ديوانه، مستي را مي ماند كه زنجير به دست دارد و هيچكس را دل نزديك شدن به او نيست. مي چرخد و زنجير مي چرخاند. مي بندد و فيلتر مي كند. استخوان مي شكند و حرمت مي درد.

«فرشته قاضي» اما زنانه ايستاده است. هيچ تعجب نمي كنم اگر آستانه تحمل زني را بالاتر از مردان مي بينم كه اين ديار به تعداد تمامي زنانش، زن بلند آستانه دارد. فرشته قاضي  ايستادگي را نه در برابر پدر و برادر و شوهر و نه حتي در برابر جامعه اي كه هميشه از او بالاتر ايستاده است كه اين بار در برابر نظامي معنا مي كند كه 25 سال هيچ ايستادني را تاب نياورد و تنها شكست و بست و خرد كرد. فرشته قاضي اما ايستاده است. او را خوب مي شناسم. مي دانم كه هيچ كوهي كه نه، تپه اي هم حتي پشت سر ندارد. او را خوب مي شناسم. مي دانم كه هيچ باند و دسته و گروهي او را دلگرم به ياري نمي كنند و او ايستاده است. ايستاده است تا شهلا و كبرا و افسانه دلگرم شوند.  سياه چال هايي كه زانوان مرداني چون كيانوري و سحابي را خم كرد اينك زني را مي بيند كه سياه بودنشان را به سخره گرفته و زنجيرهايشان را يكي يكي پاره مي كند.

«باز هواي وطنم آرزوست». من اين سوي دنيا در سرزميني كه نه زمينش مي لرزد و نه آبهايش طغيان مي كنند در كنار پنجره اي نشسته ام كه هميشه نور دارد. پنجره اي كه ستاره ها و ماه را به اتاق مي آورد و آنقدر مستت مي كند كه فراموش مي كني اين پنجره از آن تو نيست. براي من كه سخت هواي وطن دارم اين خبر دلنشين است. حتي اگر استخوان شكسته فرشته ديگر هيچ گاه شفا نيابد. اين خبر دلنشين است حتي اگر كبودي هاي كينه هيچگاه از ذهن و تن فرشته پاك نشود. نمي دانم چقدر حق دارم. كاش كسي به من بگويد. هواي وطن دارم.

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در پنجشنبه 14 مهر1384 و ساعت 19:1 |

می گیریم ، می گیریم ، می گیریم !




سال 58 که بسیاری از ما هنوز به دنیا نیامده بودیم ، پیش نویس قانون اساسی
جمهوری اسلامی درحالی تصویب شد که به غیر از خانم منیره گرجی زن دیگری در تدوین آن نقش و نظری نداشت . این گونه بود که قانون اساسی کشوری تنها به دست مردان و برای مردان نوشته شد و حقوق زنان ، حقوق نیمی از جمعیت کشور در آن محو شد اگرچه در اصل 21 قانون اساسی آمده است :
همه ی افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه ی حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی بر خوردارند .
اما باید توجه داشت که بر اساس این اصل  زن و مرد به طور یکسان مورد حمایت قانون قرار دارند و این جمله به هیچ وجه به معنای حقوق یکسان داشتن یعنی برابری و مساوات نیست همانطور که به اعتقاد بسیاری از فقها زن و مرد مسلمان از حقوق یکسان برابر نیستند .
نویسندگان قانون اساسی بر تساوی زن و مرد معتقد نبوده بلکه به جای تساوی حقوق به موازنه ی حقوق بین زن و مرد باور دارند و بر این اعتقادند که به دلیل تفاوت های میان زن و مرد ضرورتی ندارد که هر حقی که مرد دارد زن نیز دقیقن ازآن برخوردار باشد و در عوض باید در ازای هر حقی که مرد دارد حقی هم برای زن قایل شد .
این قانونی است که من را که زن را در آن نه هم تراز مرد که نصف مرد می داند و بنابر این خون بهایی هم که به من تعلق می گیرد نصف خون بهای مرد است و همین طور ارثی که به من خواهد رسید نیمی از ارث یست که یک مرد خواهد برد . شهادت من در دادگاه به دلیل ناقص العقل و احساساتی بودن ام !!! ارزشی معدادل نصف ارزش شهادت یک مرد را دارد و گاهی شهادت دادن ام جرم است . قانون خشونت آمیزی که به خانه و حریم خانواده نیز نفوذ کرده و طبق آن مرد حق دارد هر وقت که بخواهد همسر خود را طلاق دهد و حق سرپرستی کودکان را از او بگیرد و قتل کودک به دست مرد را مجاز می داند . قانونی که که در آن هرگاه مردی همسر خورد را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می تواند در همان حال او را به قتل رساند .
این قانون، قانون من نیست . برای احقاق حقوق من نوشته نشده است. پس باید اعتراض خود را به هر شکل که می توانم به قانونی که من را آدم نصفه نیمه ! به حساب آورده است و گاهی اصلن به حساب نیاورده است برسانم .
می گویید : جمهوری اسلامی کلیت اش اشکال دارد شما چسبیده اید به قانون اساسی اش ؟
عزیزان مبارز و انقلابی اجازه دهید ما آن بخشی که کاری از دستمان بر می آید و زورمان می رسد را به عهده بگیریم . کارهای سخت و خطیر مثل انقلاب و بر اندازی را شما که ید طولا در آن دارید به عهده بگیرید ! توقع که ندارید تا آن روز که 26 سال است که قرار است چند ماه دیگر بیاید دست روی دست بگذاریم ؟! راست اش من بعید می دانم در خرتوخری انقلاب شما باز هم حقوق ما ملا خور نشود !
می گویید : شما فمنیست ها بین زنان و مردان فاصله و تفرقه ایجاد می کنید ؟
این هم از آن حرف هاست . کمی که لای پلک ها باز کنید می بینید که فاصله وجود دارد و ما فمنیست ها فقط آن ها را پر رنگ کرده و نشان می دهیم . خون بهای نصف و دیه ی نصف و حق طلاق مردان را فمنیست ها ایجاد کرده اند ؟ فاصله وجود دارد تا زمانی که مردان جامعه در برابر ظلم به زنان سکوت می کنند . سکوتی که می توان تعبیر به رضا شود !
و در آخر شعارابداعی فرناز را می نویسم که ما " می خواهیم ، می خواهیم ، می خواهیم ! می گیریم ، می گیریم ، می گیریم ! حق مان را "
گیرم تنها و با دست خالی . گیرم با تجمعات 100 و 200 نفره . گیرم با فحش و متلک و کتک . گیرم هزار سال دیگر و با امید به جهان دیگری که ممکن است ! روزی بالاخره ما می گیریم حق مان را ...

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در پنجشنبه 14 مهر1384 و ساعت 10:17 |

بنگر. آری بنگر به آینده ای مبهم و مجهول و معمایی.به آینده ای که دیگران برایت رقم میزنند و خود هیچ نقشی در آن نداری.

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در پنجشنبه 14 مهر1384 و ساعت 10:16 |

 سرنگون باد ارتجاع مذهبی

درود بر آزادی و برابری

 

 

 

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در پنجشنبه 14 مهر1384 و ساعت 10:3 |
                                 

نه تنها یکی از زنها که تمامی آنان دارند در این نظام بی در و پیکر له میشوند بدون اینکه برای کسی مهم باشند.

تنها استفاده ای که در تصوراتشان از آنان دارند به مسائل جنسی بر میگردد

و همین.

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در چهارشنبه 13 مهر1384 و ساعت 14:54 |

 زن در ايران ساسانى

مرحوم سعيد نفيسى در تاريخ اجتماعى ايران از زمان ساسانيان تا انقراض امويان صفحه 42 مى‏نويسد:

«در زمينه تشكيل خانواده نكته جالب ديگر كه در تمدن ساسانى ديده مى‏شود اين است كه چون پسرى به سن رشد و بلوغ مى‏رسيد،پدر يكى از زنان متعدد خود را به عقد زناشويى وى درمى‏آورده است.نكته ديگر اين است كه زن در تمدن ساسانى شخصيت‏حقوقى نداشته است و پدر و شوهر اختيارات بسيار وسيعى در دارايى وى داشته‏اند.هنگامى كه دخترى به پانزده سالگى مى‏رسيد و رشد كامل كرده بود، پدر يا رئيس خانواده مكلف بود او را به شوى بدهد.اما سن زناشويى پسر را بيست‏سالگى دانسته‏اند و در زناشويى رضايت پدر شرط بود.دخترى كه به شوى مى‏رفت ديگر از پدر يا كفيل خود ارث نمى‏برد و در انتخاب شوهر هيچ گونه حقى براى او قائل نبودند.اما اگر در سن بلوغ،پدر در زناشويى وى كوتاهى مى‏كرد حق داشت‏به ازدواج نامشروع اقدام بكند و در اين صورت از پدر ارث نمى‏برد.

شماره زنانى كه مردى مى‏توانست‏بگيرد نامحدود بود و گاهى در اسناد يونانى ديده شده است كه مردى چند صد زن در خانه داشته است.اصول زناشويى در دوره ساسانى-چنانكه در كتابهاى دينى زردشتى آمده-بسيار پيچيده و درهم بوده و پنج قسم زناشويى رواج داشته است:

1.زنى كه به رضاى پدر و مادر،شوهر مى‏رفت فرزندانى مى‏زاد كه در اين جهان و آن جهان از او بودند و او را«پادشاه زن‏»مى‏گفتند.

2.زنى كه يگانه فرزند پدر و مادرش بود،او را«اوگ زن‏»يعنى زن يگانه مى‏گفتند و نخستين فرزندى كه مى‏زاد به پدر و مادرش داده مى‏شد تا جانشين فرزندى بشود كه از خانه آنها رفته است و شوهر كرده و پس از آن اين زن را هم‏«پادشاه زن‏» مى‏گفتند.

3.اگر مردى در سن بلوغ بى‏زن مى‏مرد،خانواده‏اش زن بيگانه‏اى را جهيز مى‏داد و او را به كابين مرد بيگانه‏اى درمى‏آورد و آن زن را«سذر زن‏»يعنى زن خوانده مى‏گفتند و هر چه فرزند او مى‏زاد،نيمى به آن مرد مرده تعلق مى‏گرفت و در آن جهان فرزند او مى‏شد و نيمى ديگر از آن شوهر زنده بود.

4.زن بيوه‏اى كه دوباره شوهر كرده بود«چغر زن‏»مى‏گفتند كه به معنى چاكر زن يعنى زن خادمه باشد،و اگر از شوى اول خود فرزند نداشت او را«سذر زن‏» مى‏دانستند...

5.زنى كه بى‏رضاى پدر و مادرش به شوهر مى‏رفت،در ميان زنان پست‏ترين پايه را داشت و او را«خودسراى زن‏»يعنى زن خودسر مى‏گفتند و از پدر و مادر خود ارث نمى‏برد مگر پس از آن كه پسرش به سن بلوغ برسد و او را به عنوان‏«اوگ زن‏» به عقد درآورد.»

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در دوشنبه 11 مهر1384 و ساعت 18:8 |
فهرست وب سایت های ایرانیPersian Websites Directory http://www.BedooneMarz.com/womyn.gif