![]() | |
|
سوال : فاطمه زهرا که در بچه گي با علي ازدواج کرد و 4،5 تا بچه هم بدنيا آورد و در 18 سالگي در گذشت ، به لذت صيغه چگونه پي برد ؟ |
این یک واقعیّت است که هر کودک، موجود منحصربفردی است. واقعیّتی که هر پسری می تواند انفعالی،آرام و ساکت و هر دختری ممکن است موفقیّت طلب،قاطع و زبر و زرنگ باشد. واقعیّت این است که وقتی نوزادی به دنیا می آید کسی به درستی درباره دختریا پسر بودنش نمیتواند اظهار نظر کند و با این حال کاملا مشخص است که بزرگ کردن یک پسر، با یک دختر تفاوت دارد. از هر پدر و مادری که بپرسید ممکن است اظهارات زیر را تأیید کنند:
1- دخترها در مجموع مطیع تر از پسرها هستند.
2- دخترها اجتماعی تر از پسرها هستند و به ظاهر خود بهای بیشتری می دهند.
3- دخترها، حتّی اگر انفعالی نباشند، تهاجمی تر از پسرها هستند.
4- دخترها مضطرب تر از پسرها هستند.
5- دخترها بیشتر از شم خود استفاده میکنند.
6- دخترها زودتر از پسرها حرف می زنند و می خوانند.
7- دخترها احساساتی تر هستند.
8- هماهنگی های حرکتی در دخترها بیشتر از پسرها است.و.......
چرا این گونه است؟
آیا شرایط ژنتیکی دخترها سببی است تا این اتفاقات بیفتد؟ آیا الگوی اجتماعی و رفتاری ،این تفاوت ها را تقویت میکنند؟ یا ترکیبی از این هر دو در کار است؟
از آنجایی که که انتظارات متفاوت پدر و مادر از فرزندان دختر و پسر، پیام هایی را به کودک مخابره میکند، از آنجایی که پاداشها مجازات ها و الگوهایی که دختران و پسران دریافت میکنند متفاوت است، موضوع طبیعت در برابر پرورش و تربیت، پرسشهای دشواری را مطرح می سازد. توجّه داشته باشید به همان اندازه که پدر و مادر روی فرزندانشان تأثیر میگذارند، فرزندان هم روی پدر و مادرشان تأثیر می گذارند. اگر پدر و مادر به راستی با دخترانشان بیشتر حرف میزنند آیا به دخترها نمی آموزند که باید در مقایسه با پسرها بیشتر گوش بدهند؟ وقتی از اغلب دخترها رفتار حمایتگرانه ای به عمل می آید، آیا این خیلی ساده به دخترها نمیگوید که نیازمند حمایت هستند؟ مثال هایی از این قبیل که بسیار زیادند، همگی نشان دهنده ی این هستند که ما در بدو تولد فرزند خود به او می آموزیم که در آینده بایستی چگونه باشد. چه خوب است که بیاموزیم که در آینده فردی مستقل باشد نه وابسته. یادمان باشد ما در بدو تولد بچه به او عروسک میدهیم و یا تفنگ و ماشین، این خود شخصیتی متناسب با شئ در جامعه پرورش می دهد....
دخترها در هنگام بچگی و نوجوانی بیشتر اوقات خود را صرف روابط اجتماعی می کنند،در حالی که پسرها از این سال های سرنوشت ساز در جهت بنیان گذاری علایق شهرت طلبانه و یادگیری شگردهای برتری جویی و تفوق استفاده می کنند.
سرگرم روابط اجتماعی بودن،زن ها را از تعقیب سایر هدف ها دور می سازد. کسب مهارت های
اجتماعی اغلب به حصول سایر مهارت ها رجحان داده می شود. مرد ها بیشتر هدف هایی که در آن تحّرک و فعالیت نقش زیادی دارد،انتخاب می کنند.
جاه طلبی های مبهم ذهن زنان را مشغول می کند ولی به علت فقدان هدف های روشن و مشخص،
دنبال نمی شود.هدفمند بودن و دارای علایق محکم و استوار بودن بر ترس از شکست غلبه می کند.


http://www.BedooneMarz.com/womyn.gif