تبليغاتX
زن

به نام خدا

بعد از مدتها نوشتن آن هم در مورد مطلبي كه چندين ماه در رابطه با آن هيچ كتاب و مقاله اي نخوانده اي و مجبوري به داشته هاي قديم كه هيچ كدام قابل استناد نيست بسنده كني خب طبيعي ست كه بيش از اندازه سخت باشد. بهر حال اين چند خط را نوشتم تا نقطه عطفي باشد براي آغاز نوشتن هاي دوباره و صد البته پربارتر و پرمفهوم تر.

آيا زنان نسبت به مردان كم هوش ترند؟

اينكه اختلاف هاي فطري و ذاتي ميان جنس زن و مرد وجود دارد، براي قرن ها موضوع بحث داغي بوده است. در طول قرن نوزدهم، تصور كلي بر اين بود كه چون مغز زن از نظر فيزيكي از مرد كوچكتر است پس زن از نظر هوشي از مرد پايين تر است. وقتي اين مسئله مطرح شد كه اگر هوش به طور مستقيم با اندازه مغز در ارتباط باشد، پس انسان ها از حيوانات كودن تر هستند. اين فرضيه به گونه اي ديگر مطرح شد: هوش با تاپ شكنج سطح مغز در ارتباط دارد و چون اين درهم پيچيدگي در زن ها كمتر است پس هوش كمتري دارند. مجدداً بحث شد كه اين فرضيه انسان را از نظر هوشي در مرتبه ي پايين تري از گوسفند قرار مي دهد. بحث در مورد اختلافات بيولوژيكي هنوز ادامه دارد و تأكيد و تمركز روي مسائلي است از قبيل اندازه ساختارهاي مختلف مغز، تأثير هورمون ها بر روي مغز و از همه اخيرتر ميزان متابوليسم در ساختارهاي مختلف  مغز.

به طور عاميانه ما به هوش به عنوان يك موجود مفرد يكپارچه نگاه ميكنيم. ما مي گوييم « فلان كس مخي است »، بدون اينكه مشخص كنيم قدرتهاي ويژه هوشي او چه هستند. به همين نسبت ما با ملاك قرار دادن امتياز بهره هوشي  (IQ) يا حتي امتياز توانايي تحصيل در مدرسه و دانشكده هوش فرد را تقليل مي دهيم. گويي يك عدد و شماره مي تواند يكتايي هوش انساني را تعيين كند. با توجه به اينكه اين رويكرد خيلي تحقير كننده بود، روانشناسي به نام هواردگاردنر هفت نوع مشخص هوش را پيشنهاد كرد: لساني،منطقي رياضي، فضايي، موسيقيايي، وابسته به واكنش بدن، ميان فردي و درون فردي. كه در درون هر كدام از اين طبقه بندي ها، طبقه بندي هاي زيرين متعددي وجود دارد. بنابراين در هر مطالعه پژوهشي كه هدف، نشان دادن اختلافات جنسي در رابطه با هوش است، بايد دقيقاً معلوم شود چه جنبه اي از هوش اندازه گيري مي شود.

هدفم از بيان اين سخنان اين است كه از مدتها قبل شنيده و گمان مي كردم كه زنان نسبت به مردان در برخورد با مسائل بسيار احساسي برخورد مي كنند و همين دليلي است بر برخورداري آنها از هوش كمتر نسبت به ما مردان. اما بعد از دقت در رفتار بسياري از زنان و دختران اطرافم و نيز خواندن چندين كتاب در اين زمينه به اين نتيجه اي برعكس اين رسيدم. به نظر من زنها نسبت به مردان در برخورد با مسائل پيش آمده بسيار منطقي تر برخورد مي كنند و علت اينكه متهم به احساسي تر بودن مي شوند فقط و فقط گريه ي بي امان آنها در گرفتن حق خودشان است. زنان در زندگي بسيار جزئي نگر، دقيق، حساس و حسابگر هستند، برعكس مردان كه كلي نگر مي باشند. اين كلي نگريستن مردان و جزئي نگريستن زنان هر يك براي خود مزايايي دارد و معايبي و دليل نمي شود كه با توجه به اين تفاوت، زنان را در مقايسه با مردان از هوش كمتري برخوردار بدانيم. كلي نگريستن مردان به مسائل، به آنان اين امكان را مي دهد كه نسبت به امور احاطه كاملي داشته باشند و به قول معروف چندين قدم جلوتر را ببينند و بهتر و راحتتر بتوانند زمام امور را در دست بگيرند اما چون به جزئيات توجه نمي كنند در حل و فصل اين مسائل دچار مشكل و بعضاً دچار اشتباه مي شوند. اما زنان چون جزئي نگر هستند مسائل را راحت تر تجزيه و تحليل مي كنند ولي چون به كل مسئله احاطه ندارند، آنها هم دچار مشكل و سرگرداني مي شوند. اما در نظر بگيريد كه اين دو در كنار هم و با هم بخواهند مشكلات را حل نمايند، طبيعي است كه هر دو مكمل يكديگر شده و به راحتي از پس آن مشكل برخواهند آمد. اما علت اينكه باز هم اين مشكلات زندگي به قوه خود باقي است، من فكر مي كنم به اين دليل باشد كه زن و مرد در زندگي نقش خود را فراموش مي كنند و هر يك مي خواهند وظايف ديگري را ايفا نمايند تا مبادا به گمان خود، ديگري بر او سالاري و سروري نمايد.  

 

+ نوشته شده توسط چه فرقی داره؟؟؟ در دوشنبه 29 بهمن1386 و ساعت 19:23 |
فهرست وب سایت های ایرانیPersian Websites Directory http://www.BedooneMarz.com/womyn.gif