<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>زن </title>
<link>http://zan.blogfa.com/</link>
<description>زنان و تبعیضات علیه آنان</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 11 Aug 2009 07:40:31 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آهای مردم.....!</title>
<link>http://zan.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;من یه ایرانی مقیم ایرانم!!!!!!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 11 Aug 2009 07:40:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zan&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>zan</dc:creator>
<guid>http://zan.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چقدر حاضری از جون خودت برا وطن عزیز خودت مایه بزاری؟؟</title>
<link>http://zan.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;سلام به همه ایرانی های پاک پندار و نیک گفتار و راست کردار...راجع به ایران عزیزمان و رنجی که دچار آن شده خیلی ها نوشته اند و خیلی ها حرف زده اند و خیلی ها هم الان در بند هستند...در زمانه ای گرفتار هستیم که برای خیلی ها تشخیص صواب از ناصواب و سره از ناسره به شدت سخت شده..هم وطنان عزیزمان به جرم دگر اندیشی در زندان به سر می برند و همگی از این اتفاق ناراحت هستیم و دل نگران.. هر روز که روزنامه اعتماد یا اعتماد ملی رو می خونم نمی تونم جلو اشک هایی رو که بی اختیار بر گونه هام جاری می شن رو بگیرم و واقعا تاسف می خورم که هیچ کاری از دستم ساخته نیست و نمی تونم کمترین کاری براشون انجام بدم..بگذریم.. راستش من حرفم چیز دیگه ای هست...میخام اینو از تک تک کسایی که این مطلب رو می خونن بپرسم که در این شرایط چقدر حاضری از جون خودت برا وطن عزیز خودت مایه بزاری؟؟؟لازم نیست که جوابش رو به کسی بگی نه اصلا لازم نیست...فقط از خودت بپرس و به خودت هم جواب بده.....شاد باشی و سرزنده..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 19 Jul 2009 06:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zan&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>zan</dc:creator>
<guid>http://zan.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تقدیم به همه شیر زنان ایران عزیزم.....</title>
<link>http://zan.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یه روز یه دانشمند یه آزمایش جالب انجام داد... اون یه اکواریم شیشه ای ساخت و اونو با یه دیوار شیشه ای دو قسمت کرد .تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی کوچیکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود.ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون غذای دیگه ای نمی داد... او برای خوردن ماهی کوچیکه بارها و بارها به طرفش حمله می کرد، اما هر بار به یه دیوار نامرئی می خورد. همون دیوار شیشه ای که اونو از غذای مورد علاقش جدا می کرد.بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچیک منصرف شد. او باور کرده بود که رفتن به اون طرف اکواریوم و خوردن ماهی کوچیکه کار غیر ممکنیه.دانشمند شیشه ی وسط رو برداشت و راه ماهی بزرگه رو باز کرد اما ماهی بزرگه هرگز به سمت ماهی کوچیکه حمله نکرد. اون هرگز قدم به سمت دیگر اکواریوم نگذاشت .میدانید چرا؟ اون دیوار شیشه ای دیگه وجود نداشت، اما ماهی بزرگه تو ذهنش یه دیوار شیشه ای ساخته بود. یه دیوار که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود اون دیوار باور خودش بود. باورش به محدودیت. باورش به وجود دیوار. باورش به ناتوانی. ما هم اگه خوب تو اعتقادات خودمون جستجو کنیم، کلی دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیاتمونه و خیلی هاشون هم اون بیرون نیستن و فقط تو ذهن خود ما وجود دارند....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس نتونستن معنا و مفهومی نداره...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 20 Jan 2009 16:14:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zan&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>zan</dc:creator>
<guid>http://zan.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زنان ایرانی روزتان مبارک نباشد.....</title>
<link>http://zan.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; mso-line-height-alt: 1.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;سلام به همه ی دوستان عزیز که هر از چند گاهی یه سری به وب من می زنن و حالا نظر داده یا نداده پیش خودشون یه مطلبی رو در موردش بیان می کنن.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; mso-line-height-alt: 1.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;بعد از مدتها که همه چی به هم ریخته بود و دچار یأس فلسفی شدید شده بودم و به زمین و زمان بد و بیراه می گفتم و جناب خدا رو هم گاهی اوقات بی نصیب نمی ذاشتم و بعد ازاون نتیجه واقعا مزخرف توی کنکور کارشناسی ارشد، حالا که همه چی تقریبا به روال عادی خودش برگشته واین هفته هم که هفته زن هستش و ما هم که داعیه ی دفاع از حقوق این قشر رو حالا پیش دیگرون که نه اما لااقل پیش خودمون یدک می کشیم، تصمیم گرفتم که در این هفته عزیز یه چند خطی رو به روز «زن» اختصاص بدم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; mso-line-height-alt: 1.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;من واقعا نمی دانم این روز زن که این همه در موردش تبلیغ می کنند و اتفاقا بنا به مسائل سیاسی تولد خمینی بزرگ را هم در این روز جشن می گیرند- بگذریم از این که چند سال دیگر گمان کنم تولد و فوت ایشان با هم دقیقا در یک روز اتفاق بیفتد- آیا واقعا به خود جنس زن پرداخته میشود یا نه؟ من بعد از چند مدت مطالعه دست و پا شکسته در زمینه زن و حقوق او به این نتیجه رسیدم که این حقوق زن هم یک چیز سوری بوده برای اینکه زنها دل خودشان را خوش کرده&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;و وقتی توی یک جمعی می خواستند حرف بزنند، به این قضیه پز بدهند که« آررره بابا من شوهرم یه هفته ست که به مناسبت هفته زن نذاشته دست به سیاه و سفید بزنم.» بگذریم....&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; mso-line-height-alt: 1.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;من به مناسبت این روز میخواهم به کسانی که این مطلب را می خوانند بگویم: کدام زن؟ کدام حقوق؟ کدام اسلام؟کدام فاطمه؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; mso-line-height-alt: 1.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;وقتی چند روز پیش با خبر شدم که در دانشگاه زنجان معاون فرهنگی دانشجویی این دانشگاه قصد تجاوز به یک دختر را داشته و به راحتی از موقعیت خودش استفاده کرده، کلی با خودم کلنجار رفتم که به قول معروف روز زن گرفتن این مملکت را باور کنم یا تجاوز به دختر در محیط علمی دانشگاه را؟طرح امنیت اجتماعی را باور کنم یا تجاوز به دختران معصومی که به جرم بد حجابی یا حجاب غربی توسط لشکریان مخلص خدا- بسیج- دستگیر شده اند؟ مشغولیت ذهنی ام در مورد این قضیه هنوز تمام نشده بود که روز قبل از روز به اصطلاح «زن» کلیپ تصویری این رویداد خفت بار را دیدم و چقدر زود این حرف حضرت امیر در ذهنم تداعی کرد که« اگر مسلمانی از این قضیه دق بکند نه جای ملامت است که.....والخ ». &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; mso-line-height-alt: 1.0pt&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;متاسفانه باید بگویم که همه ی اینها مستقیما بر می گردد به ضعف مذهب و دین و.....که اینگونه به آدمها اختیار هر کثافت کاری را می دهد. و چقدر قشنگ گفته است صادق هدایت در کتاب&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;توپ مرواری: اصولا تذهیب نفس از راه مذهب، دفع فاسد به افسد است&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri&quot;&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; mso-line-height-alt: 1.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;پس از من نخواهید به زنها به مادرم به خواهر به....به همه ی زنهای این مرز و بوم این روز را تبریک بگویم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; mso-line-height-alt: 1.0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Arial; mso-ascii-font-family: Calibri; mso-hansi-font-family: Calibri&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=2&gt;پس روزتان نه مبارک.....&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Jun 2008 09:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zan&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>zan</dc:creator>
<guid>http://zan.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آيا زنان نسبت به مردان كم هوش ترند؟</title>
<link>http://zan.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به نام خدا&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;بعد از مدتها نوشتن آن هم در مورد مطلبي كه چندين ماه در رابطه با آن هيچ كتاب و مقاله اي نخوانده اي و مجبوري به داشته هاي قديم كه هيچ كدام قابل استناد نيست بسنده كني خب طبيعي ست كه بيش از اندازه سخت باشد. بهر حال اين چند خط را نوشتم تا نقطه عطفي باشد براي آغاز نوشتن هاي دوباره و صد البته پربارتر و پرمفهوم تر. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;آيا زنان نسبت به مردان كم هوش ترند؟&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اينكه اختلاف هاي فطري و ذاتي ميان جنس زن و مرد وجود دارد، براي قرن ها موضوع بحث داغي بوده است. در طول قرن نوزدهم، تصور كلي بر اين بود كه چون مغز زن از نظر فيزيكي از مرد كوچكتر است پس زن از نظر هوشي از مرد پايين تر است. وقتي اين مسئله مطرح شد كه اگر هوش به طور مستقيم با اندازه مغز در ارتباط باشد، پس انسان ها از حيوانات كودن تر هستند. اين فرضيه به گونه اي ديگر مطرح شد: هوش با تاپ شكنج سطح مغز در ارتباط دارد و چون اين درهم پيچيدگي در زن ها كمتر است پس هوش كمتري دارند. مجدداً بحث شد كه اين فرضيه انسان را از نظر هوشي در مرتبه ي پايين تري از گوسفند قرار مي دهد. بحث در مورد اختلافات بيولوژيكي هنوز ادامه دارد و تأكيد و تمركز روي مسائلي است از قبيل اندازه ساختارهاي مختلف مغز، تأثير هورمون ها بر روي مغز و از همه اخيرتر ميزان متابوليسم در ساختارهاي مختلف&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;مغز.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به طور عاميانه ما به هوش به عنوان يك موجود مفرد يكپارچه نگاه ميكنيم. ما مي گوييم « فلان كس مخي است »، بدون اينكه مشخص كنيم قدرتهاي ويژه هوشي او چه هستند. به همين نسبت ما با ملاك قرار دادن امتياز بهره هوشي &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;(&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;IQ&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;) يا حتي امتياز توانايي تحصيل در مدرسه و دانشكده هوش فرد را تقليل مي دهيم. گويي يك عدد و شماره مي تواند يكتايي هوش انساني را تعيين كند. با توجه به اينكه اين رويكرد خيلي تحقير كننده بود، روانشناسي به نام هواردگاردنر هفت نوع مشخص هوش را پيشنهاد كرد: لساني،منطقي رياضي، فضايي، موسيقيايي، وابسته به واكنش بدن، ميان فردي و درون فردي. كه در درون هر كدام از اين طبقه بندي ها، طبقه بندي هاي زيرين متعددي وجود دارد. بنابراين در هر مطالعه پژوهشي كه هدف، نشان دادن اختلافات جنسي در رابطه با هوش است، بايد دقيقاً معلوم شود چه جنبه اي از هوش اندازه گيري مي شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-INDENT: 14.2pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;هدفم از بيان اين سخنان اين است كه از مدتها قبل شنيده و گمان مي كردم كه زنان نسبت به مردان در برخورد با مسائل بسيار احساسي برخورد مي كنند و همين دليلي است بر برخورداري آنها از هوش كمتر نسبت به ما مردان. اما بعد از دقت در رفتار بسياري از زنان و دختران اطرافم و نيز خواندن چندين كتاب در اين زمينه به اين نتيجه اي برعكس اين رسيدم. به نظر من زنها نسبت به مردان در برخورد با مسائل پيش آمده بسيار منطقي تر برخورد مي كنند و علت اينكه متهم به احساسي تر بودن مي شوند فقط و فقط گريه ي بي امان آنها در گرفتن حق خودشان است. زنان در زندگي بسيار جزئي نگر، دقيق، حساس و حسابگر هستند، برعكس مردان كه كلي نگر مي باشند. اين كلي نگريستن مردان و جزئي نگريستن زنان هر يك براي خود مزايايي دارد و معايبي و دليل نمي شود كه با توجه به اين تفاوت، زنان را در مقايسه با مردان از هوش كمتري برخوردار بدانيم. كلي نگريستن مردان به مسائل، به آنان اين امكان را مي دهد كه نسبت به امور احاطه كاملي داشته باشند و به قول معروف چندين قدم جلوتر را ببينند و بهتر و راحتتر بتوانند زمام امور را در دست بگيرند اما چون به جزئيات توجه نمي كنند در حل و فصل اين مسائل دچار مشكل و بعضاً دچار اشتباه مي شوند. اما زنان چون جزئي نگر هستند مسائل را راحت تر تجزيه و تحليل مي كنند ولي چون به كل مسئله احاطه ندارند، آنها هم دچار مشكل و سرگرداني مي شوند. اما در نظر بگيريد كه اين دو در كنار هم و با هم بخواهند مشكلات را حل نمايند، طبيعي است كه هر دو مكمل يكديگر شده و به راحتي از پس آن مشكل برخواهند آمد. اما علت اينكه باز هم اين مشكلات زندگي به قوه خود باقي است، من فكر مي كنم به اين دليل باشد كه زن و مرد در زندگي نقش خود را فراموش مي كنند و هر يك مي خواهند وظايف ديگري را ايفا نمايند تا مبادا به گمان خود، ديگري بر او سالاري و سروري نمايد. &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 18 Feb 2008 15:52:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zan&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>zan</dc:creator>
<guid>http://zan.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به مناسبت درگذشت قیصر!!!</title>
<link>http://zan.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به احترام &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;قیصر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; شعر ایران&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;امین پور عزیز&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; یک دقیقه سکوت!!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 08 Nov 2007 07:58:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zan&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>zan</dc:creator>
<guid>http://zan.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به مناسبت روز زن!!!</title>
<link>http://zan.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 0.2in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 0.2in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به نام «زن». به نام موجودی که از جنس انسان است. پراحساس و لطیف. مغرور و پراراده. با وجود اینکه حدود دو سالی است که در این زمینه مطالعه می کنم و مطلب می نویسم، اما هرگاه که می خواهم چیز تازه ای بنویسم، بسیار برایم سخت است.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 0.2in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;امروز تولد دختر رسول اکرم(ص) هست. به خاطر ارج نهادن به مقام زن، این روز را به نام این جنس نام نهاده اند. نامی که فقط به ظاهر به آن اعتنایی می شود و در باطن، زن همان موجود ضعیف ناقص العقل ناقص الخلقه است. موجودی ناتوان که باید به مرد تکیه کند. و اگر مردی نباشد او هم نیست. این روز را روز «زن» نام نهاده اند تا بدینگونه زنان را گرامی بدارند. اما این عمل مصداق بارز ضرب المثل معروف سیلی بر صورت زدن و نخودچی در جیب ریختن است. ما با زن چه کرده ایم؟ جز اینست که به او گفته ایم:« تو یک زنی، پس نمی توانی برای خودت تصمیم بگیری. جز اینست که گفته ایم تو زنی و بسیاری از امتیازات و حقوق او را به همین بهانه پایمال کرده ایم. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 0.2in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;حق رفتن به ورزشگاه را ندارند. دیه اش نصف دیه کامل مرد است. شهادت دو زن به منزله شهادت یک مرد است. حق طلاق ندارد. حق حضانت فرزندان خود، فرزندانی که با شیره ی جان پرورده است را ندارد. فرزندانی را که نه ماه تمام با او حرف زده و هر کجا رفته با خود برده. بگذریم از این سخنان که همیشه بازگو شده و هیچگاه کسی نتوانسته آن را حل کند و اگر مردی به این قضیه به صورت علمی نگاه کند، مُهر بی دینی و الحاد به او خواهد خورد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 0.2in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما من فکر می کنم که درتمام این دوران و مدتی که زن،«زن» شده است و مرد، مرد، زن بودن این موجود است که به این جریان کمک شایانی کرده است. تا زمانیکه زنان ما در مقابل انجام کاری جنسیت خود را به میان بیاورند و بگویند که «من یک زنم بیشتر از این از من توقعی نیست» بسیاری از حقوق آنها پایمال می شود. موجودی که خود اظهار عجز و ناتوانی می کند، چگونه می توان با او از توانایی ها حرف زد؟ موجودی که خود، خودش را باور ندارد، از باورها با او حرف زدن، خیانت است در حق وی!&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; TEXT-INDENT: 0.2in; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;در هر حال بر خود لازم میدانم که به عنوان یه انسان و نه به عنوان یه مرد، این روز مبارک و عزیز را که خیلی به آن ایمان داشته و احترام می گذارم، بر تمام زنان ایران، به عنوان انسان از جنس زن، با تمام وجود تبریک بگویم!&amp;nbsp;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot; width=18&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Jul 2007 18:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zan&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>zan</dc:creator>
<guid>http://zan.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تولد وبلاگم!</title>
<link>http://zan.blogfa.com/post-84.aspx</link>
<description>امروز وبلاگم دو ساله شد.</description>
<pubDate>Wed, 20 Jun 2007 21:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zan&amp;postid=84</comments>
<dc:creator>zan</dc:creator>
<guid>http://zan.blogfa.com/post-84.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به بهانه طرح امنیت اجتماعی!</title>
<link>http://zan.blogfa.com/post-83.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;از اولین لحظات اجرایی شدن طرح امنیت اجتماعی- اسم دیگر طرح حجاب-&amp;nbsp;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;میخواستم که یک مطلب در این زمینه بنویسم و به عنوان یک شهروند ایرانی نظر خودم را در این زمینه بیان کنم. اما متأسفانه هیچ وقت فرصتی پیش نیامد که بتوانم این کار را انجام بدهم. هر چند الان هم که خیلی دیر شده و تقریباً این طرح- که با شکست مواجه شد- تمام شده، بازم نمی توانم مطلب درست و حسابی در این زمینه بنویسم و خب باید که عذرخواهی بنده را در این زمینه پذیرا باشید.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;من به عنوان یک فرد ایرانی، بشدت این طرح را نفی می کنم و اعتقاد دارم که اگر ما خواهان این هستیم که حجاب – البته حجاب مورد نظر آقایان – از طرف خانم ها رعایت شود و به صورت سنتی در جامعه آن را مشاهده کنیم، بایستی که در مرحله اول یک تعریف جامع از خود کلمه &quot;حجاب&quot; داشته باشیم و سپس حد و حدودی برای آن مشخص کرده و ببینیم که افرادی که این مسئله را باید رعایت کنند، چگونه و در چه شرایطی باشند. در یکی از نقدهایی که برای این طرح نوشته شده بود، خواندم که بعد از گذشت حدود 28 سال از پیروزی انقلاب و با رعایت تمامی جوانب مسئله حجاب و کلاً مسائل مربوط به زنان و همچنین مسائل دینی که بطور کامل و واضح در تمامی سریال ها مشاهده می کنیم و با این حجم وسیع تبلیغات فرهنگی، چرا باید دختر ایرانی خود را به صورت مانکن به طریق خیلی زننده به نمایش بگذارد تا از این طریق بتواند هویت مجهول خودش را پیدا کند و در اصطلاح، خودی بنمایاند. واقعاً اشکال کار در کجاست؟ بگذریم از این کلام های احساسی که هیچگاه راه حلی پیش پای جامعه نگذاشته و نمی گذارد، هر چند که من اعتقاد دارم که نه تنها این طرح ها، بلکه تمامی طرح های از این قبیل، یک جنبه سیاسی بسیار کثیف دارد و به تنها چیزی که در این میان اصلاً فکر نمی شود و بها داده نمی شود، افرادی هستند که با رعایت کردن یا نکردن این طرح ها به اصطلاح سود یا زیان می کنند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;دکتر شریعتی در یکی از نوشته های خود جمله ی بسیار قشنگی دارد آنجا که&amp;nbsp;می گوید: برای حل مشکل باید در ابتدا آن را قبول کرد، پذیرفت، به وجودش اعتراف کرد و سپس به دنبال راه حل بود. در این زمینه نیز باید ابتدا به ساکن، جامعه و علی الخصوص مسؤلانی که به ظاهر جوش آینده و سعادت ما جوانان را می خورند، به وجود این قضیه واقف شوند و به این نکته نیز توجه کنند که زن امروز – زن قرن 21 – واقعاً نمی تواند با معیارهای دو یا سه دهه قبل زندگی کند. واقعاً نمی تواند خودش را در پستوی خانه زندانی کند. پس باید برای وی – زن امروزی- یک الگو و یک معیاری که برای او قابل درک و قابل پذیرش باشد ارائه کرد و او را به پذیرش این الگو تشویق نمود. نکته ای که در این زمینه باید حتماً به آن توجه شود این است که حتی اگر اکثریت قریب به اتفاق زنان، الگوی شخصیتی خود را اشخاص برجسته دینی و مذهبی- حضرت فاطمه(س) و یا حضرت زینب(س)- قرار دهند، باز هم تعدادی از آنها هستند که نمی توانند این بزرگان را به عنوان معیاری برای خود بپذیرند. اگر ما در برخورد با این زنان با این عنوان که الگوی آنها مغایر با تفکرات مذهبی جامعه است، بخواهیم تردشان کنیم و آنها را نه تنها از خود برانیم که برایشان حتی حق زندگی هم قائل نشویم- چیزی که به وضوح در این مملکت به چشم می خورد- و سپس با شعار خواسته باشیم که درصد اجرایی شدن دستوران دینی در جامعه را بیان کنیم به بیراهه رفته ایم و تنها سر خود کلاه گذاشته ایم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;از اینها گذشته من از تمامی کسانی که خودشان را دلسوزانه و یا از روی نیتهای دیگر، مسؤل می دانند، خواهش می کنم که برای یک بار هم که شده در خلوت خودشان آنجا که فارغ از هر زنده باد و مرده باد بسر می برند، این سؤال را بپرسند که آیا نیاز فعلی زن ایرانی پوشاندن چند لاخ مو است؟؟؟؟&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 May 2007 23:33:06 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zan&amp;postid=83</comments>
<dc:creator>zan</dc:creator>
<guid>http://zan.blogfa.com/post-83.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به زن!</title>
<link>http://zan.blogfa.com/post-82.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به زن! &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;زن مظلوم این دیار....!&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;این اولین جمله کتاب &quot; باغ بلور&quot; آقای محسن مخملباف هستش. در مورد جناب مخملباف چیز زیادی نمی دونم و فقط با چندتایی از کارای سینمایی ایشون به صورت آماتور آشنا هستم، از جمله فیلم &quot; شبهای زاینده رود &quot; که به پای فیلم &quot;نوبت عاشقی &quot; ایشون سوخت. و معتقدم ایشون مثل آقای کیارستمی در این مملکت دارند نابود می شوند. نابودی که به صورت عمدی برای آنها تدارک دیده شده اشت. بگذریم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اما کتاب باغ بلور ایشون که در مورد زن هستش با سبک طنز تلخ اما ادبی- فلسفی، فرهنگ خشن این مرز و بوم رو در این رابطه به نقد می کشه و چقدر هم زیبا این کار رو انجام میده. من توصیه می کنم که حتما این کتاب رو بخونین، البته اگه تونستین گیر بیارین......&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Apr 2007 22:12:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=zan&amp;postid=82</comments>
<dc:creator>zan</dc:creator>
<guid>http://zan.blogfa.com/post-82.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
